محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
14
آثار عجم ( فارسى )
چو [ ن ] كه فوق العادة و الطّاقة ، اظهار محبت دربارهام فرمود . . . » ( ص 122 دبستان الفرصه ) . 17 . از حضرت على ( ع ) است : حسود را حسدش بسنده است . 18 . اين كلمه در پهلوى fravartin است . 19 . مؤلف غياث اللغات گويد : « . . . در خيابان نوشته كه بدين معنى اين لفظ عربى الاصل باشد ليكن در اكثر كتب فارسى داخل است . در عربى ، بذله به كسر اول ، جامه باد روزه . . . » ( منتهى الارب ) . 20 . اين كلمه در اوستا : SpentaArmati و در پهلوى Spandarmat و در پارسى سپندارمد ، سفندارمذ ، اسفندارمذ و گاه به تخفيف سپندار و اسفند ؛ مركب از دو جزء : سپند به معنى پاك و مقدس و آرمئيتى به معنى فروتنى و بردبارى و سازگارى و مجموعا به معنى بردبارى و فروتنى مقدس است . ( معين ) 21 . مينو چهر در اوستا به صورت ManushCithra است و از دو جزء تشكيل شده است : جزء دوم همريشهء چهر فارسى است و جزء اول را بعضى همان مينو و برخى مانوش دانستهاند كه در صورت اول به معنى بهشتى چهره و در صورت دوم به معناى از نژاد و پشت منوش ( مانوش ) است . 22 . تندبار : از مجعولات دساتيرى است . رك : فرهنگ دساتير ؛ كه آن را جانوران درنده و زيانكار معنى كرده است . 23 . زندبار : از مجعولات دساتيرى است . رك : فرهنگ دساتير ؛ كه اين واژه را به معنى حيوانات بىآزار دانسته است . 24 . دساتير : كتابى است كه در عصر صفويه توسط پيروان آذر كيوان تأليف شده و آن شامل 16 كتاب است كه به زبانى خاص و مجعول تأليف شده و ترجمهء فارسى نيز همراه آنها آمده است و اين ترجمه را مؤلف به ساسان پنجم نسبت داده